محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6060

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سوى سامره رفت و به روز دوشنبه هفت روز مانده از جمادى الاخر وارد آن شد . در اين سال ، چنان كه بعضيها پنداشته‌اند ، متوكل ابو الساج را به جاى جعفر بن دينار بر راه مكه گماشت ، اما به نزد من درست اينست كه وى را به سال دويست و - چهل و دوم بر راه مكه گماشت . در اين سال ، چنان كه گويند نيزهء كوتاهى را كه از آن پيمبر صلى الله عليه و سلم بوده بود و عنزه [ 1 ] نام داشت به نزد متوكل آوردند . گويند عنزه از آن نجاشى شاه حبشه بوده بود ، كه به زبير بن عوام بخشيد و زبير آن را به پيمبر خداى صلى الله عليه - و سلم بخشيد و به نزد اذانگويان بود كه در عيد قربان و فطر آن را پيش روى پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم مىبردند ( 211 و در عرصه پيش روى او به زمين مىكوفتند كه مقابل آن نماز ميكرد . متوكل بگفت تا نيزهء كوتاه را پيش روى او ببرند كه سالار نگهبانان آن را پيش روى وى مىبرد و نيزهء كوتاه وى را نايب سالار نگهبانان مىبرد . در اين سال متوكل بر بختيشوع خشم آورد و مالش را بگرفت و او را به بحرين تبعيد كرد و يك بدوى شعرى گفت بدين مضمون : « چه خشمى بود كه به مقدار آمد . « و شير قدرتمند از آن به هيجان آمد . « بختيشوع هنگامى كه در بارهء سروران با هوش « و اميران پيشرو نكوكار « و وليعهدان سرور منتخب

--> [ 1 ] در اينجا تساهلى هست : عنزه اسم عام هر نيزهء كوتاه است و آن را با الف و لام ، عهده ذهنى يا ذكرى ، يعنى تذكارى ، خاص نيزه پيمبر خداى كرده بودند ، چون برد و چوب خاص او صلى الله عليه و سلم كه آن را البرد و القضيب مىگفتند ، بمعنى آن برد و آن قضيب . م